ميرزا محمد حيدر دوغلات

698

تاريخ رشيدى ( فارسي )

نموده در سنه احدى و خمسين و تسعمايه به قصد استيصال ميرزا حيدر ترك روى به سرىنگر نهادند و بهرام چك پسر زنگىچك خود را به سرىنگر رسانيد و ميرزا حيدر ترك ، بندگان كوكه و خواجه حاجى كشميرى را به دفع وى تعيين كرد « 1 » و اوتاب نياورده بگريخت و چون لشكر ميرزا تعاقب نمودند ملك كاجىچك و زنگى چك نيز فرار را غنيمت دانسته و در بهرام كلّه قرار گرفتند و ميرزا حيدر ترك ، بندگان كوكه و جمعى ديگر را در سرىنگر گذاشته متوجه تسخير تبت شد و از قلاع بزرگ ، قلعه لوسور را با چند قلعه ديگر فتح كرد . » « و در سنه اثنى و خمسين و تسعمايه ، ملك كاجىچك و پسرش محمد چك از مرض تب لرزه بمردند و ميرزا حيدر ترك اين سال را به فراغت گذرانيد . » « و در سنه ثلث و خمسين و تسعمايه ، رنگىچك با مردم ميرزا حيدر جنگ كرده كشته گشت و سرش را با سر پسرش ، غازى خان « 2 » پيش ميرزا حيدر آورد . » « و در سنه اربع و خمسين و تسعمايه ، ايلچى از جانب كاشغر رسيدند . ميرزا حيدر ترك با جمعى از امراى خود به استقبال ايلچى در لار آمد و خواجه اوجه پسر مسعود چك كه مدت هفت سال در ولايت كامراج جنگ‌هاى خوب كرده بر همه غالب بود با جان ميرك سخنان صلح‌آميز در ميان آورده عهد و شرط قرار دارند و ميرك ميرزا به عهد و سوگند او را طلبيد . وقتى كه اوجه بهرام در مجلس او آمد ، خنجر از موزه كشيده بر شكم او زد و او همچنان زخم خورده گريخت و در جنگل درآمد و جان ميرك ميرزا به تعاقب او شتافته او را گرفت و سرش از تن جدا كرده نزد ميرزا حيدر در لار آورد ، به گمان اينكه ميرزا حيدر ترك محظوظ « 3 » خواهد شد « 4 » . ليكن عيدى زينا « 5 » بعد از ديدن سر او

--> ( 1 ) . در ترجمه انگليسى ، به جاى « بندگان كوكه خواجه حاجى كشميرى » ، « دو تن از سرداران ميرزا حيدر » آورده است . ( م ) ( 2 ) . يعنى غازى خان ، سر زنگىچك و پسر او را پيش ميرزا حيدر آورد . در ترجمه انگليسى غازى خان را پسر زنگىچك دانسته است . ( م ) ( 3 ) . در متن اصلى « محفوظ » آورده است . ( م ) ( 4 ) . در ترجمه انگليسى عبارت « به گمان . . . خواهد شد » حذف شده است . ( م ) ( 5 ) . در اكبرنامه ، ص 296 ، « رينا » آمده است . ( م )